"وحشتناک ترین چیزی که پس از آن آغاز شد..." اسرار Romanceva – 1xSport
"وحشتناک ترین چیزی که پس از آن آغاز شد…" اسرار Romanceva

"وحشتناک ترین چیزی که پس از آن آغاز شد…" اسرار Romanceva

Gorlukovich Titov، Romantsev و Cymbalar

فروش زندگینامه اولگ Romanceva "حقیقت درباره من و" اسپارتاک "آغاز شده است. این کتاب نوشته شده توسط او در تالیف مشترک با معاون سردبیر "قهرمانی" دنیس کل است.

سپتامبر 14 از 18:00 تا 19:00 در فروشگاه فروشگاه سفید قرمز جلسه تولدش Romanceva برای طرفداران خواهد شد و در 15 سپتامبر در خانه مسکو کتاب در Arbat جدید ارائه زندگینامه اولگ ایوانوویچ برای خوانندگان است. در 15:00 شروع. Romantsev پاسخ به سوالات و همچنین برگزاری جلسه تولدش.

در ضمن قهرمانی همچنان به انتشار گزیده ای از زندگینامه.

"من یک مربی نیست بنابراین با استعداد به عنوان سختکوش. و هیچ کس نمی داند چه هزینه من برای یادگیری است. قبل از مسابقات من خواب بود در شب-بازی رقبای ده بار تماشا. عقب فیلم، تماشای قسمت در سرعت آهسته. خودتان سوال-نحوه عمل علیه این بازیکن است؟ و برابر که? و در برابر کل تیم است؟

زمانی که مسابقات جدی شد، لب به لب, من در دستگاه برای دو روز نشسته بود. او کمک بزرگی به من بود. من در اتاقم نشسته و تماشا. لازم است که نام برخی از قطعات از اپراتور الکساندر Svjatkina قطع است. او فن کار خود را. Svjatkin بود برای من 2 3 دقیقه کاهش که بیشتر به وضوح مشخص بازی حریف. گاهی اوقات من آنها را در نصب و راه اندازی شامل و گفت: این است که باید به صورت امروز. بنابراین خدمت رقبا گوشه، و بنابراین مجازات بازی. پس آنها به آن بروید و تا بازگشت به دفاع. اینجا مکان های ضعیف دارند و در اینجا، در مقابل قوی از آن لازم است به ارائه اقدامات متقابل است. بنابراین من مورد مطالعه.

و نه تنها این، قبل از بازی من تا بازی ده از حریف وحشتناک ترین تماشا پس از آن آغاز شد. لازم است به روند هضم این اطلاعات بود. درک آنچه در آن است برای من به بازیکنان بگویید آنچه آنها نیاز دارند. همچنین این کار بزرگ شد.

آن را برای ساعت ها و همین صحبت می کنند. این است آنچه کنستانتین ایوانوویچ بود. اما گوش که به آن-حداقل از بازیکنان قدیمی در گوش که کلمات همان سقوط صدها بار?

من اطلاعات sifted. هر بار که با خودم فکر کردم: این اطلاعات مورد نیاز است؟ چگونه می توانید به آنها کمک کند؟ بله، شاید هیچ چیز. اما این نکات دقیق وظریف به کودکان باید گفت از آن در بازی تکرار ممکن است لازم باشد،. این ایده کاملا بصری.

از خاطرات ویکتور Zernova:

-Romantsev توجه به هر گونه اطلاعات بیشتر. یک روز قبل از مسابقه اسپارتاک زسکا به من گفت: "ویکتور، رهبر" ارتش "Korneev خود دانش آموز است. من می روم برای قرار دادن Hlestova برابر او. او چه Korneev نقاط قوت و ضعف، چگونه به دفاع از او بهتر بگویید." سپس با Hlestovym به اتاق برای تئوری رفتیم–سازمان دیده بان ویدیو. من نشان داد دیما چگونه ایگور دوست که خود را "تراشه" را باز کنید.

از خاطرات آندره تیخونوف:

-اولگ ایوانوویچ قادر به پیدا کردن چنین کلمات در نصب است که شما در خود نبود. اما همه نوعی با فوتبال متصل شد. عبارات مانند "پول در مجازات خارجی بروید و آنها را حفاری"-از ظرفیت خود را ندارد.

ویکتور دانه و اولگ Romantsev عکس: از بایگانی ویکتور Zernova

***

نصب و راه اندازی خانه بازی در اتاق نهم در Tarasivtsi دادم. ما آن را به نام اتاق نهم. حرکت مختلف اختراع. به عنوان مثال, قبل از ملاقات با زسکا در سال 1999 من بازیکنان کاست نشان داد. بازی فصل گذشته در آن ارتش ما ضرب با نمره 4:1 بود. من ضبط را روشن و در حال حاضر در ثانیه دوم متوقف شود. لحظه ای نشان دهنده بود: تنها ما بازی توپ و Semak بلافاصله پرواز برای مقابله با. او تقریبا او را بردند. "شما Semak چه کنم؟ سپس بچه ها پرسید. "من شما را به همان روش به بازی امروز می خواهم." من هر چیز دیگری می گویند. اما بچه ها به اندازه کافی بود. آنها بلافاصله مسواک خود را شنود گذاشته. زمین در حال حاضر در اتاق gnaw شد.

نصب و راه اندازی کردم برای کار طولانی، نه پمپ مردمان. هنگامی که من خواندن کلمات لنين: "بنابراین من صحبت طولانی من نمی امروز، آماده انجام داد." من آنها را دوست، و من آنها را به یاد. و من همیشه آماده laconically صحبت کردم. من نصب حداکثر در بازی 45 دقیقه است. یکی از دانشمندان در زمان خود نتیجه گرفت که مغز انسان قادر به اندازه کافی درک اطلاعات فقط این زمان است. سپس خستگی می آید. من بر این باور بودند که در بیانیه ای.

نکته دیگر بازی است. آنها گاهی اوقات شده و دیگر-چگونه اغلب آنها اشتباه بازیکنان وابسته. من متوقف شد اما دوباره–پس از 45 دقیقه از تجزیه. بچه ها گفتم: "برو، نگاهی به پیاده روی. تازه کردن سر خود را. شما می توانید در زمینه راه رفتن. و یا رفتن به اتاق ناهار خوری. اما یک ساعت اینجا دوباره یکدیگر را ملاقات کنیم." اگر این بار نه سنسی، سپس باقی مانده از روز بعد تجزیه به تعویق افتاد.

در تجزیه به منظور بالا بردن صدا در بچه ها کردم. اما در طول آموزش فریاد تقریبا بدون توقف-زد، برانگیخت. مهم است که بچه ها احساس: من اینجا هستم من نزدیک هستم من نگران در مورد کار خود و در مورد به نجات آمد. آنها را به احساس بود: من سرمربی هستم و من با آنها. خیلی سخت است که در یکی از اولین فصل در رأس تیم پاره به صدای فریاد زدند.

از خاطرات ولادیمیر Unprivate:

-Romantsev به ندرت صدای او را مطرح شده اما یک بار سخت شدم. ما با یک تیم جنوبی بازی و حزب به جدال شدم. این زمانی است که شنیدم از اولگ ایوانوویچ کلماتي است که برای مدت طولانی به یاد: "یک بار دیگر از شما انجام دهد آن، در رزرو نشستن!" من بلافاصله و درک عظمتش.

"هواپیما را به سرکوب رفت و سپس مرد فریاد زدند:" صبر! "او را نجات داد" اسپارتاک "
تیم سرمربی سابق ملی "اسپارتاک" و روسی اولگ Romantsev-درباره کتاب "اسپارتاک" و درک خود را از فوتبال.

***

از Beskova گرفتم سنت با حضور بازیکنان در انتخاب بازی. در فصل اول بچه ها نیز گزینه های خود را در جزوات نوشتم. همچنین با استفاده از این عمل در تیم ملی. این جالب است ببینید که مردمان بسیار قابل اعتماد هستند. تنها چیزی که من تا عمل که در آن اعلامیه به امضا رسید می گذاشتند. زودتر آن را توسط دستیار Beskova Novikov انجام داده بود و من آن را دوست نداشتند. چرا ثبت نام-طوری که اطلاعات چشم­انداز خارج و بازیکنان نارضایتی در یکدیگر است؟

اما من ایده با جزوات تا زمانی که توضیح بده. اگر چه، البته، ترکیب من هنوز خودم انتخاب کردم. و تمایل به معرفی بازیکنان در این فرایند فقط پذیرش روانی بود. اما اگر من فوتبالیست که نام خانوادگی توسط تقریبا هیچ کس نوشته شده اند، من آن را به بازیکنان برجسته و جیب به تخته مربیگری توضیح داده و سعی در متقاعد کردن آنها از صحت انتخاب خود. به عنوان یک قاعده آنها در یک بار، توافق کردند زیرا آنها درک-در غیر این صورت من به آنها چرا از آن است که برای انجام این کار لازم است توضیح دهد.

از خاطرات ویکتور Onopko:

-در زمان مربیگری شورای شامل من Karpin و Piatnitski. سه نفر از ما گاهی به Romancevu برای حل برخی سوالات رفت. بیایید می گویند که برخی از بازیکن فوتبال رژیم نقض است-برای این کار، Ivanitch او به عمل و یا برای قرار دادن بازی اجازه نمی تواند. ما سپس به مربی رفت و گفت که ما بازیکن PROSHTRAFIVSHEGOSJA وثیقه را. و سپس بچه ها خواسته ما برای–در زمین رفت و قاطع گل به ثمر رساند. هنگامی که این دقیقا چه اتفاقی افتاده است من شخصا به خاطر دو چنین مواردی.

Dasaev دروازه بان اصلی "اسپارتاک" شد. داستان از Romanceva
همچنین به عنوان مورد Yartsev و فرش، Beskova و مجازات و کاپیتان پانسمان.
اولگ Romantsev با نیکولای Onopko ویکتور و ایگور Ledjahovym عکس Petrovich Starostin: از بایگانی اولگ Romanceva

***

چگونه من تیم ملی برای بازی را انتخاب کردید؟ بسیاری از مقدماتی است. و کیفیت کار بچه ها در آموزش و داخلی احساس. من فکر می کنم من شهود خوبی توسعه یافته است. نه همیشه کار است، اما اغلب من افتاد به هدف. در خواب آمد هیچ تصمیم گیری. من به بازی فوتبال در رویای من استفاده می شود. و حالا گاهی djorgajus, آمار توپ، بیدار. من به ندرت رویاها است.

ما معمولا به ورزشگاه یک ساعت و نیم قبل از بازی آمد. بدترین زمان برای من بود. مانند توقف در آن لحظه بود. و من به خودم حفر بود: من همه چیز را انجام، من نمی توانم به شما بگویم؟ این ساعت برای من مثل یک سال به طول انجامید. من واقعا، سپس به این اشتراک با دیگر مربیان و آنها تمام گفت: صحبت کردیم: اولگ Ivanitch آن ندارد فقط شما همه چنین است.

در اتاق قفل یک ساعت قبل از مسابقه، من نه هر چیزی–تلاش برای جلوگیری از بازیکنان یک بار دیگر گفته اند. من ترس به گیج کردن کلمه غیر ضروری با خلق و خوی شما آسیب برساند. فقط از خارج مانند که به دنبال گرفتن آماده است. دیدم بچه ها قبلا در بازی. در این لحظات من احساس خودم را به عنوان بازیکن به احساسات من می یاد. اگر Beskov به من در آن لحظه آمد و شروع به اثبات چیزی، او از من چند پنی شنیده بود.

چیز دیگری که شکستن است. برای Podskaza ایجاد شده است. اینجا می بینید چگونه حرکت خود را تاکتیکی، حریف، چه ما را حدس زده، نحوه کار می کرد و چه نمی باشد، چه اصلاحات باید ساخته شده است. من فقط چند دقیقه قبل از پایان اولین نیمی شروع به فکر کردن به آنچه که به بچه ها در اتاق بود. گاهی گفتم 15 دقیقه. آن اتفاق افتاد که بسیاری از کلمات هنوز ملزم شد. به طور کلی من واقعا الگوها و استانداردهای دوست ندارم. در تاسیسات، در طی استراحت، در جلسات آموزشی چیزی جالب کردم. بدترین بازیکن شروع کار مانند ربات است. بچه ها همه خلاق در تیم من است. آنها بداهه را دوست داشت. و همچنین منتظر برای بداهه است. همان چیزهایی که من سعی کردم که می گویند.

گاهی اوقات تهدید روز اضافی در پایه. بنابراین او را در شکستن گفت: "شما نیز در دوم نیمه رفتن به پایه بلافاصله پس از مسابقه بازی کند." آن عمل کرده. که می خواهد برای رفتن به پایه که خانه در حال انتظار برای زنان مورد علاقه خود و دوستان و رفقا

من اعتراض هر پیستون مسابقات را شنیده باشند. من چه دلیل توضیح خواهیم داد. من با صدای بلند می تواند صحبت می کنند، اما من هرگز توهین به بازیکنان. نه یکی از آنها می گویند می تواند: شما من جرم است. حتی اگر فردی صادقانه بگویم بد بازی توهین به کلمات در آدرس خود من مصرف نمی کنند. البته Shirko مشروط در polushutku می توان، گفت: "آه شما Krovopiec-زمانی که شما نمره در گذشته شروع?" و گاهی اوقات من نیست به طور خاص خاص نام فقط نام گفت که در چنین مواقعی باید متفاوت بازی. و بچه ها می دانستند که این بود. آنها می گویند که ما چنین مواقعی–ما کار بر روی آنها، و آنها را ادامه و ادامه. بنابراین، ما باید به ایجاد اصلاحات. هر چند من، در واقع به افراد خاصی خطاب من به همه، گفت که این.

از خاطرات Titov ایگور:

-Romanceva سنت فقط 5 تا 7 دقیقه قبل از اینکه او را در این زمینه بود، او را در بازیکنان خیره شد. من فکر می کنم او ارزیابی وضعیت ما نگرش ما. من در حال حاضر، بیش از حد، نگاهی به بازیکنان در رختکن، من قبل از بازی می گویند چه خواهد بود نمره حتی می تواند. و من می دانم چگونه احساس اولگ ایوانوویچ تیم در زمان خود – با تجربه خود را در فوتبال! ما به دنبال حذف Romantsev.

اولگ Romantsev با ایگور Titov و الکساندر Shirko عکس: از بایگانی اولگ Romanceva

***

من قبل از هر بازی نگران بود. هرگز چنین چیزی است که من احساس آرامش است. نکته اصلی این است که بازیکنان این شرایط من احساس نمی. دید که من "بیت Kondraty"-انتظار هر چیزی خوب است. بله، من باید پوشیده ماسک. شاید آسان تر برای من بیش از دیگران – من معمولا جای خود غلت بزنید احساسات مردم نیست. بدن به لباس مبدل چنین عادت کرده اند. اما هنوز هم آن مهم است: چه که داخل را نشان نداد.

سوال دیگر این است که چگونه به حذف تنش انباشته شده. من او را در فرآیند آموزش قرار داده: من با بچه ها فوتبال، بسکتبال بازی. لذت می برد و در همان مناسبی که برای حفظ در شکل مجاز بار. ما دعوا که ما به نام "حفره ها"، در احساسات با خنده, جوک گذشت. و آن زمان استرس خاموش. من پیدا کردن آن را دشوار است به درک چگونه بازآموزی شرکت در چنین چیزهایی را شل کنید.

من دوست داشتم به دوستانم پس از مسابقات خوب. و من همیشه به حال بسیاری از دوستان. هنگامی که شما از دست دادن، قفل در اتاق به تنهایی و در حفاری. گاهی این شکار به خانه نبود. گناه همیشه خودش را در نظر گرفته. بازیکنان به خوبی حرکت بودند؟ بنابراین من الهام گرفته است. چیزی اشتباه است با برنامه ریزی تاکتیکی وجود دارد؟ همه بیشتر سرزنش من است. تأکید من، نه تا توضیح داد. در بچه ها تضعیف نکردم، من قسم می خورم نمی کند. همه چیز در حد معقول بود.

من از مربیان رقبا یادگیری نیست. از دست رفته – خود به سرزنش اعتقاد: underworked در چیزی یا دشمن را دست کم گرفت. دلایل شکست من همیشه داخل تیم جستجو. یکی دیگر از چیزی است که من همیشه تحسین است چگونه بازیکنان جسمی آماده برای Lobanovsky هستند. و من سعی کردم به بازیکنان نزدیک به این سطح از آمادگی.

من و همسرم تقریبا فوتبال تماشا می کردند. اما به عنوان مسابقه به پایان رسید، او می دانست وی به همسران دیگر مربیان صحبت-Tarhanova، Yartsev. و فهمیدم چگونه رفتار اگر چیزی نشد. تاکتیک ساده است: نکته اصلی این است که به چشم جلوگیری شود. تهیه ماکارونی با گوشت (بشقاب های مورد علاقه من)- و جایی به سمت.

خلق و خوی بی اهمیت تا بازی بعدی باقی مانده و تنها آن می تواند پیروزی را بالا بردن. اما افرادی که در حرفه مربی را انتخاب کرده اند ابتدا باید آماده برای استرس. قبل از هر بازی وجود خواهد داشت تجارب اعصاب. و اگر شما اهمیتی نمی دهند چگونه نقش تیم خود را، شما باید در حرفه خود را تغییر دهید.

از خاطرات Titov ایگور:

-بعد از Romantsev بازی به رختکن رفت به ندرت. و القابی بزرگ در آدرس به ما چیزی نمی دانند. او باید درک که ما بهتر بازی کند. و کلمات قوی او برای پیروزی های زیبا و مهم تر.

من به یاد داشته باشید یک داستان. سال 1378. ما در حال بازی سخت در لیگ قهرمانان مقابل Partizan در خروج. برنده 3:1 و مستقیما از صربستان به تقویم مسابقه قهرمانی روسیه در Rostov که در آن ما تا به حال بازی در 3 روز پرواز کرد. و همه این بازی سوم در هفت روز است. جسمی به نظر می رسید تیم مجبور به نشستن. اما این اتفاق رخ نمی. ما 3-0 برنده شد. و سپس Romantsev بعد از مسابقه را به رختکن رفت و گفت: «, من افتخار از شما بچه ها.» که به اندازه کافی برای ما بود. درک ما: این است بالاترین ستایش است که به ما در لحظه ای که داده شده می تواند.

و نقطه مقابل. سال 2000، ما موفق به کسب قهرمانی. ولی بازی طلایی با "Rostselmashem" natuzhnym. ما تنها یک هدف داشت و تقریبا از دست رفته در پایان بازی – Max Kalinichenko توپ از دروازه خالی زدم. وقتی سوت نهایی دیدم Romantsev گام سریع به سمت اتاق زیر ایستاده.

گروزنی دستیار او گفتم: "ایوانوویچ اولگ تماس تیم است تبدیل شدن به قهرمان!" او گفت: او را امتحان کنید. اما ظاهرا من متقاعد کند. بنابراین، در عکس که در آن ما جشن در مرکز "لوژنیکی" توسط تیم تمام, شما آن را پیدا کند. امروز قهرمان اسپارتاک شادی بزرگ برای هر کسی که در آن است. اما بعد Romanceva مهم بود نه تنها نتیجه بلکه کیفیت فوتبال. و در آن مسابقه ما بدتر از ما می تواند بازی. و اولگ ایوانوویچ بسیار ناراضی هستید با ما بود.

اولگ Romantsev با دیمیتری Alenichevym سرگی Gorlukovichem و Andrey تیخونوف عکس: از بایگانی اولگ Romanceva

***

برای سال های بسیاری از "اسپارتاک" تیم برای من است که من می خواستم برای رفتن به هر روز بود. روز به hobnob نیست با بچه ها-شما در حال شروع به حوصله. و پسر را دیدم، تمرین لذت بردم. این نوع از تبادل انرژی. ما و کارکنان اداری مربیگری مردم زیبا بودند. دکتر یوری Vasilkov روح-مرد. اپراتور الکساندر Svjatkin سرپرست الکساندر حاجی سر تیم والری Zhilyaev-نیز عالی مردان. آخرین چیزی که من برای بچه ها! در Malakhov موسسه به مذاکره Chtobyzachjoty و امتحانات آنها را خارج از نوبت گذشت رفت. نامه همواره نوشت. من به یاد او عبارت مورد علاقه: "بر اساس استثنایی."

چرا شما نوشتن آن? Zhilyaev از او پرسیدم. "ما قرار است. استثنا چه کنم؟ بچه ها اعتبار را می توانید زمانی که آنها به آموزشی و مسابقات. "این همیشه خوب می رود," او پاسخ داد. و بچه ها که Zhilyaev آنها رفتار مانند پدر مادری احساس.

***

در آهنگ های داغ من پرواز هرگز مرتب. برای چی؟ بازیکنان بعد از بازی نیست بسیار نشستن سر sullen، حلق آویز، اگر گم درک. آنها سریع به آب شستن و مست خواهد بود. برای صرف انرژی خود و بچه ها عمیق تر را به گودال دفن یعنی چی؟ من در سمت چپ نتیجه گیری و کلمات برای درس نظری.

یکی دیگر از چیزی است که من نارضایتی می تواند درک در یک نگاه. به طوری که همه در یک بار همه درک نگاه کنید، من قادر بود.

از خاطرات Titov ایگور:

-حالت Romanceva ما آموخته نمی فهمید که در ذهن خود یک سوت زدن در آموزش! از این سوت بود، آن روشن در روح امروز اولگ ایوانوویچ یا نه.

از خاطرات Karpin والری:

-بازآموزی پرتاب بطری، فریاد مواج در رختکن هستند وجود دارد. اما درست مثل این یکی کمتر باید ترس. Romantsev پس نمی psyched، اما ما تصمیم درک شما او را می تواند در عرض چند ثانیه. بدون قرارداد مانند امروز وجود دارد. ۴۷ بازیکن از تیم راحت تر بود. ما درک می کنیم که آن می تواند برای هر کسی رخ دهد.

از خاطرات آندره تیخونوف:

-پیرم Romantsev نه اجازه خودش اما فاصله او برگزار می شود. ما دائما تحت فشار بودند. و این خوب است. در آن لحظه لازم بود. بدون این روش چیزی برنده خواهد شد. مربی موظف به برقراری ارتباط با بازیکنان هر روز است. من ساخته شده اطمینان حاصل کنید که مهربانی بیش از حد تنها لطمه می زند. هنگامی که او را در رود "ینی" کار می کرد، سعی کنید به بچه ها اغلب برای ارتباط با آنها باشد. و سپس من دیدم که آنها بیش از حد imposingly احساس شد، خلق و خوی بیش از حد سخاوتمندانه شد. مردم نه همیشه به درستی درک چنین چیزهایی: فکر می کنم که مربی بخواهد روابط دوستان. من به آن نیاز نیست. و حالا من هم دارم به بحث کمی با بازیکنان…

عکس: از بایگانی ویکتور Zernova

Yartsev: بسیاری از مردم سعی من مبارزه با Romancevym. منتظر نیست!
مربی سابق اسپارتاک و تیم ملی روسیه در حال حاضر مدیر عامل از پایگاه هوایی تامبوف، جشن سالگرد ۷۰ امروز در مورد کار خود را غنی است.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *